چند روز پیش سوار یه تاکسی شدم، یکم جلوتر یه خانم بچه بغل سوار شد. یه جورِ بدبختطوری بود. بچهه با اون چشای اندازه نعلبکیاش زل زده بود بهم و خیلی آروم و با دقت داشت یه چیزی میجویید. تا شعاع یه وجبی صورتشم نوچ بود. تو دلم گفتم اسمت چیه فسقل؟ که یهو مامانش برگشت گفت خانوم جون شما جایی که امآرآی ارزون داشته باشه نمیشناسی؟ کلی بیمارستان رفتم ولی قبول نمیکنن. شصت تومن پول میخوان. گفتم نه نمیشناسم. رومو کردم از پنجره بیرونو نگا کردم. برگشتم ازش پرسیدم برا خودتون میخواین؟ گفت نه واسه این میخوام. به بچش نگا کرد و گفت خورده زمین. تشنج میکنه. گفتم اسمش چیه؟ گفت ناصر. گفتم جایی رو نمیشناسم ولی اگه میخوای یه شماره بهم بده خبرت کنم. گفت خونمون راهآهنه. شماره ندارم. شمارمو بهش دادم گفتم واست پیگیری میکنم. دو روز پیش زنگ زد. جایی رو پیدا نکرده بودم. بهش گفتم بازم بهم بزنگه. حالا اگه کسی هست که بیمارستانی رو بشناسه که امآرآی ارزون داشته باشن یا کسی که بتونه هزینهاش رو تقبل کنه ایمیل بزنه لطفا. میتونین هماهنگ کنین و خودتون ببریدشون یه بیمارستان. البته اگه دوباره بهم زنگ بزنه. خلاصه دوستان یاری کنید لطفا.
email: colors.photos@gmail.com
email: colors.photos@gmail.com
salam man ye dooste motekhasese atfaal daaram ke shaayad betoone komak kone azash ejaazeh migiram va shomaareye mobilesho behet midam
پاسخحذف